تبليغاتX
ندای عدالت
ندای عدالت

کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل ------- بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید

امام صادق(ع): هر کس دوست می‌دارد از یاران حضرت قائم(ع) باشد باید که منتظر باشد و در این حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار نماید، در حالی که منتظر است.
بار دیگر جنایتکاران صهیونیست در پرتو حمایت کدخدای جهان!، امریکا دست به جنایت بزرگ دیگری زده و اقدام به تخریب دیوار غربی مسجدالاقصی نمودند. در جستجوی ریشه‌های این اقدام نباید تنها به خوی وحشیانه این رژیم اکتفا کرده و باید سکوت جوامع بین‌الملل را نیز در نظر گرفت. به راستی اگر دولت‌های مسلمان در گذشته بدون دل بستن به سازمان ملل و شورای امنیت!!! دست به اقدامات شدیدتری می‌زدند، آیا امروز شاهد این هتک حرکت به اولین قبله مسلمانان بودیم؟ آیا وقت آن نیست که همانند صلاح‌الدین ایوبی‌ها سلاح در دست گرفته و برای حمایت از قدس برخیزیم؟
نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 18:25 توسط مهدی شاهینی |

سلام
در این پست می‌خواهم یک کتاب برایتان معرفی کنم که خواندنش خالی از لطف نیست.
نام کتاب «پژوهه صهیونیت» می باشد که به کوشش آقای محمد احمدی گردآوری شده و ناشر آن هم مرکز مطالعات فلسطین می‌باشد.
در این کتاب مقالاتی از برخی محققین کشور درباره مسئله یهود و صهیونیسم به چاپ رسیده است.
مقالات منتشره بدین شرح است:

تاریخ پردازی صهیونی نوشته شمس‌الدین رحمانی:
در این مقاله به نقد و بررسی کتاب «تاریخ یهود ایران» نوشته حبیب لوی نویسنده یهودی ایرانی می‌پردازد.

بنی اسرائیل هرگز وارد فلسطین نشدند! نوشته حاجی زکی علی غول، ترجمه عطاءالله ابطحی:
این مقاله به بررسی درستی اطلاعات رایج درباره بنی اسراییل و حضورشان در قدس و فلسطین می‌پردازد.

واقعیت یهود ستیزی نوشته علیرضا سلطانشاهی:
در این مقاله نویسنده با اعلام اینکه یهود ستیزی واقعیتی انکارناپذیر است به بررسی عوامل و ریشه‌های آن پرداخته و بیان می‌کند که چگونه صهیونست‌ها از این حربه برای مظلوم نمایی و ایجاد حکومت در فلسطین بهره می‌برند.

نقش پنهان نوشته محمد طیب:
در این مقاله نقش یهودان در چهره کردن افراد مد نظر قرار داده شده و سپس به بررسی آثار امیل زولا (نویسنده‌ای مشهور و مطرح اما دور از ارزش‌های ما) و نیز آثار هانری بوردو (نویسنده‌ای که نزدیک به فرهنگ ما، اما از یاد رفته) می‌پردازد.

تکاپوی صهیونی در ایران معاصر نوشته محمد تقی‌پور:
در این مقاله در خصوص نفوذ دستگاه‌های یهودی در ایران به ویژه در عصر پهلوی بحث گردیده . نیز لیستی از ادارات و کارخانه‌ها و مراکزی که تحت نظر صهیونیست‌ها در ایران فعالیت می‌کردند، آورده شده است.

بنیان‌های تاریخی اندیشه سیاسی یهود در گفتگو با عبدالله شهبازی:
این مبحث شامل گفتگویی است با آقای عبدالله شهبازی نویسنده کتاب «زرسالاران یهودی و پارسی» که تا کنون چهار جلد آن با عناوین «یهودیان و الیگارشی یهودی»،«الیگارشی یهودی و پیدایش زرسالاران جهانی»،«آریستوکراسی و غرب جدید» و «نخستین تکاپوهای فراماسونری» منتشر گردیده و سه جلد دیگر آن باقی مانده است.

در قسمتی از ژیشگفتار کتاب می‌خوانیم: این مجموعه در واقع جلد دوم «پژوهه صهیونیت» است که اولین جلد آن در سال ۱۳۷۶ به وسیله موسسه فرهنگی پژوهشی ضیاء اندیشه منتشر شد و اکنون این دفتر در اختیار دوستداران این نوع مطالعات و تحقیقات قرار می‌گیرد تا با یاری خداوند متعال و عنایت معصومین این نهال مبارک را به برکت خون شهدای انتفاضه و مجاهدت مردان خدا، جواانه زده است، به شجره‌ای پربار در نظام روح‌اللهی بدل سازد.

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ساعت 18:18 توسط مهدی شاهینی |

گوستاولوبون فرانسوی می گوید: اگر ما بخواهیم صفات یهود را در چند کلمه خلاصه کنیم، باید بگوئیم: یهود مانند انسانهائی هستند که تازه از جنگل وارد شهر شده اند و همیشه از صفات انسانی بی بهره بودند، چرا که همچون پست ترین مردم روی زمین زندگی می کنند. بنی اسرائیل همیشه مردمی وحشی، سفاک و بی غیرت بوده، حتّی در زمانی که خود آنها بر کشورهای خود حکومت می کردند، باز هم از سفاکی خود دست بر نداشته اند، بی پروا وارد جنگ شده و چون از پای در می آمدند، به یک مشت خیالات غیر انسانی و بی اساس پناه می بردند. خلاصه آنکه هیچ فرقی میان یهود و حیوانات نمی توان گذاشت. برجسته ترین صفات یهود، چنانچه قرآن بیان می کند از قرار ذیل است.

 

1 - قساوت و توحش

چنانچه خداوند متعال می فرماید: (ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکمْ مِنْ بَعْدِ ذلک فَهِی کالْحِجَارَةِ اَوْ أشَدُّ قَسْوَةً وَ إنَّ مِن الحِجَارةِ لَما یتَفَجَّرُ مِنْهُ الأنْهارُ وَ اِنَّ مِنْها لَما یشَّقَّقُ فَیخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ اِنَّ مِنْها لَما یهْبِطُ مِنْ خَشْیةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) پس با این معجزه بزرگ باز چنان سخت دل شدند که دلهایشان چون سنگ یا سخت تر از آن شد چه آنکه از پاره سنگها نهرها بجوشد و برخی دیگر سنگ ها بشکافد و باز آبی از آن بیرون آید و پاره ای از ترس خدا فرود آیند (ای سنگدلان بترسید که) خدا از کردار شما غافل نیست. و در جای دیگر می فرماید:

(فَبِما نَقْضِهِمْ میثاقَهُمْ لَعَنّاهُمْ وَ جَعَلْنَا قُلُوبَهُم قَاسِیةً یحَرِّفُونَ الْکلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظّا مِمّا ذُکرُوا بِهِ وَلا تَزالُ تَطّلِعُ عَلی خائِنَةٍ مِنْهُمْ اِلاّ قَلیلاً مِنْهُم) پس چون بنی اسرائیل پیمان شکستند آنان را لعنت کردیم ودلهایشان را سخت گردانیدیم (که موعظه در آنها اثر نکرد) کلمات خدا را از جای خود تغییر می دادند و از بهره آن کلمات که به آنها داده شد در (تورات) نصیب بزرگی را از دست دادند و دائم بر خیانتکاری و نادرستی آن قوم مطّلع می شوی جز قلیلی از آنها که با ایمان و نیکوکارند.

قساوت قلب و سنگدلی آنها را تاریخ در تمام اعصار و قرون خود روشن کرده است. «کاسیوس» در کتاب78 خود در فصل32 در حوادث سال117 م، می نویسد:... مطابق همین تاریخ یهود در غرب دریای طرابلس به رهبری «آندریا» برای کشتن رومیها و یونانیها خروج کرده همه را از دم تیغ گذراندند، سپس خونهایشان را آشامیده، گوشتهایشان را خوردند، سرها و استخوانها را قطعه قطعه کرده و به سگها دادند. خیلی از ما را هم مجبور کردند که یکدیگر را مثل حیوانات بکشیم. تعداد آن کسانی که در این کشتار به قتل رسیدند به220000 نفر رسید.و همانند این کشتار را در مصر و قبرس به رهبری «آرتمیون» تکرار کردند و در این کشتار هم240000 نفر به قتل رسیدند. در «سافیل» واقع در اسپانیا،138 مسیحی را به یکی از مقابر دور از شهر برده و آنها را با گلوله مجروح و سپس زنده به گور کردند، بطوریکه دستهایشان از قبر بیرون مانده و برخی از اجساد بطور کامل زیر خاک پنهان نشده بود. البته این قساوت قلب برای یهود، تازگی ندارد و حتّی در همین جنگ اخیر (1967م) مسلمانان و اسرائیل هنگامی که آنها بر بیت المقدّس پیروز شدند، به یکی از قریه های نزدیک شهر حمله برده و مردم بی دفاع و بی گناه از ترس به مسجد پناه بردند. ولی یهود مگر مسجد می فهمد؟ وقتی همه مردم وارد مسجد شدند هلی کوپترها بر فراز مسجد به پرواز در آمده و دهها نفر از مردم بی گناه و بی دفاع را با مواد منفجره به خون خود آغشته نموده و آتش زدند.

 

2 - کشتن انبیاءالله

قرآن مجید در این باره می فرماید: (وَلَقَدْ اتَینا مُوسَی الْکتابَ وَقَقَّینا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ اتَینا عیسَی ابْنَ مَرْیمَ الْبَیناتِ وَأیدْناهُ بِرُوح الْقُدُسِ أفَکلَّما جائَکمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوی اَنْفُسَکمُ اسْتَکبَرْتُمْ فَفَریقا کذَّبْتُمْ وَ فَریقا تَقْتُلُونَ).

و ما به موسی کتاب تورات را عطا کردیم و از پی او پیغمبران را فرستادیم و عیسی(ع) پسر مریم را به ادلّه روشن، حجّتها دادیم و او را به واسطه روح القدس اقتدار و توانائی بخشیدیم، آیا هر پیامبری که بر خلاف هوای نفس شما اوامری از جانب خدا آورد از امرش سرپیچی کرده از راه حسد گروهی را تکذیب می کنید و گروهی را می کشید؟

همچنین می فرماید: (وَاِذا قیلَ لَهُم امِنُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ قالوُا نُؤْمِنُ بِما اُنْزِلَ عَلَینا وَ یکفُرُونَ بِما وَرآءَهُ وَ هُوَ الحَقُّ مُصَدِّقا لِما مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ اَنْبیاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ اِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنینَ).

و چون به یهود گفته شد ایمان بیاورید به قرآنی که خدا برای (هدایت بشر) فرستاده، پاسخ دادند که تنها به تورات، چون به ما نازل شده ایمان می آوریم و به غیر تورات کافر می شوند در صورتی که قرآن حقّ است و کتاب آنها را تصدیق می کند، بگو ای پیغمبر اگر شما در دعوی ایمان به تورات راستگو بودید به کدام حکم تورات قبل از این پیغمبران را کشتید؟

و باز قرآن می فرماید: (لَقَدْ اَخَذْنا میثاقَ بَنی اسْرائیلَ وَاَرْسَلْنا اِلَیهِمْ رُسُلا کلَّما جآئَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوی اَنْفُسُهُمْ فَریقاً کذَّبُوا وَ فَریقاً یقتُلوُنَ).

از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم (که خدا را اطاعت کنند) و پیامبرانی بر آنها فرستادیم (که احکام خدا بیاموزند) هر رسولی آمد چون بر خلاف هوای نفس آنها گفت، گروهی را تکذیب کرده و گروهی را کشتند.

عجیب آنکه کشتن پیامبران آنقدر در بین آنها معمول شده بود که صورت طبیعی به خود گرفته بود، چنانچه در روایات است که یهود مابین طلوع فجر تا طلوع آفتاب70 پیامبر را سر بریدند و سپس دکانهای خود را باز می کردند مثل اینکه هیچ کاری نکرده اند. از جمله پیامبرانی که بدست آنها به قتل رسیدند، یحیی و زکریا(علیهماالسلام) بودند که فقط بخاطر آنکه آنها را از فحشاء و منکرات منع می کردند مستحق قتل شدند. چنانچه می خواستند «هارون» جانشین حضرت موسی(ع) را به قتل برسانند. و برای عیسی(ع) چوبه های دار نصب کردند. و از همه بزرگتر آنکه پیامبر اسلام(ص) را شهید کردند چنانچه در تواریخ می نویسند: پس از فتح خیبر همسر «سلام بن مشکم» یهودی که ظاهرا اسلام آورده بود طعامی از گوشت ران گوسفند مهیا کرده، و به خدمت رسول اکرم(ص) فرستاد، پیامبر خدا(ص) که هیچ وقت عادت نداشت غذا را تنها میل کند، «بشر بن براء» را دعوت کرد بشر هم دست برده و قطعه ای از آن گوشت را خورد و مقداری از آن را جوید، یک مرتبه لقمه را از دهان انداخته، فریاد زد (به خدا قسم که این گوشت به من خبر می دهد که مسموم است) ولی آن زهر آنقدر قوی بود، که بشر را در همان جا به قتل رسانیده و پیامبر اکرم(ص) را پس از چند هفته شهید کرد.

 

3 - دروغ، افتراء، تحریف

قرآن می فرماید: (وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ اَهْلِ الْکتابِ لَوْ یضِلُّونَکمْ وَ ما یضِلّوُنَ اِلاّ اَنْفُسَهُمْ وَ ما یشْعُرونَ).

گروهی از اهل کتاب انتظار و آرزوی آن دارند که شما را گمراه کنند، به آرزو نخواهند رسید و این را نمی فهمند.

و می فرماید: (یا اَهْلَ الْکتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَکتُمُونَ الْحَقَّ وَ اَنْتُمْ تَعْلَمُونَ).

ای اهل کتاب چرا حقّ را به باطل مشبه می سازید تا چراغ حقّ را به باد شبهات خاموش کنید در صورتی که به حقّانیت آن آگاهید.

(مِنَ الَّذینَ هادُوا یحَرِّفُونَ الْکلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ یقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَینا وَاسْمَعْ غَیرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَیا بِاَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِی الدّینِ وَلَوْ اَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ اَطَعنا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنا لَکانَ خَیرا لَهُمْ وَ اَقْوَمَ وَلکنْ لَعَنَهُم اللَّهُ بَکفْرِهِمْ فَلایؤْمِنُونَ اِلاّ قَلیلاً).

گروهی از یهود کلمات خدا را از جای خود تغییر داده و می گویند: فرمان خدا را شنیده و از آن سر می پیچیم و (به زبان جسارت با تو خطاب می کنند) می گویند بشنو که کاش شنوا باشی و گویند ما را رعایت کن و گفتار شان زبان بازی و تمسخر به دین است و اگر به احترام می گفتند که ما فرمان حقّ را شنیده و تو را اطاعت کنیم و تو سخن ما بشنو و به حال ما بنگر، آنان را نیکوتر بود و به صواب نزدیکتر. خدا آنها را چون کافر شدند لعنت کرد که به جز اندکی از آن ها (لایق رحمت خدا نیستند) ایمان نمی آورند.

(... مِن الَّذینَ هادُوا سَمّاعُونَ لِلْکذِبِ سَمّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرینَ لَمْ یأتُوک یحَرِّفُونَ الْکلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ...).

و نیز اندوهگین مباش از یهودانی که جاسوسی کنند، سخنان فتنه خیز به جای کلمات حق تو به آن قومی که از کبر نزد تو نیامدند، می رسانند (مانند یهودان خیبر) (آنها از دشمنی و عناد به اسلام کلمات حقّ را بعد از آنکه به جای خود مقرّر گشت) به میل خویش تغییر دهند.

 

4 - مکر و خدعه

این دو صفت دو عصای ضخیمی است که همیشه یهود در کارهای خود بر آنها تکیه می کنند. مکر و خدعه در ذات هر یهودی است، در هرکجا و در هرکاری که انجام می دهد با او همراه می باشد.

قرآن می فرماید: (وَ مَکرُوا وَ مَکرَاللَّهُ وَاللَّهُ خَیرُالْمکرینَ).

یهود با خدا مکر کردند، خدا هم در مقابل با آنها مکر کرد و از همه کس خدا بهتر مکر تواند کرد.

(یا اَیهاالرَّسُول لایحْزُنْک الَّذینَ یسارِعُونَ فِی الْکفْرِ مِن الَّذینَ قالُوا آمَنّا بِاَفْواهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ...).

ای پیغمبر غمگین از آن مباش که گروهی از آنان که به زبان اظهار ایمان کنند و به دل ایمان نیاورند به راه کفر می شتابند.

 

5 - مال اندوزی و ثروت پرستی

وقتی که موسی(ع) برای آوردن الواح به کوه طور رفت و سامری گوساله ای از طلا و نقره برای آنها ساخت، از آن روز تا به امروز ثروت بزرگترین معبود یهود است. هر یهودی سعی می کند مالهای جهان را تحت اختیار خود در آورد و ازاین راه اختیار دار مردم باشد.

خداوند متعال می فرماید: (وَلَقَدْ جائَکمْ مُوسی بِالبَیناتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ اَنْتُمْ ظالِمُونَ).

و با آن همه آیات و دلایل روشن که موسی برای شما آشکار نمود باز گوساله پرستی اختیار کردید در غیاب او، که مردمی سخت ستمکار بودید.

(وَ تَری کثیرا مِنْهُمْ یسارِعُونَ فِی الاِثْمِ وَالْعُدْوانِ وَ اَکلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ماکانُوا یعْمَلُونَ).

بسیاری از آنها را بنگری که در گناه و ستمکاری و خوردن حرام می شتابند، بسیار کار بدی را پیشه خود ساخته اند.

 

6 - پیمان شکنی و نقض عهد

اگر امکان داشت تا پیمان شکنی را مجسّم کنیم... می بایستی به یهود نگاه کرد. چه پیمانها و عهدهائی را که زیر پا نهادند و شرافت انسانیت را لگدمال نمودند؟ هنگامی که پیامبر اسلام(ص) خندق را حفر کرد و مانع عبور سپاه کفار شد، یهود «بنی قریظه» که هم پیمان رسول الله(ص) بودند یک جلسه اضطراری تشکیل داده و با خود قرار گذاشتند، که آنها از پشت بر لشکر اسلام حمله کنند و هم از طرف دیگر کفار بر آنها حمله ور شوند تا بدین وسیله اسلام را از ریشه نابود سازند، ولی سرانجام لشکر احزاب شکست خورد و این بار نوبت این قبیله خائن رسید. پیامبر اکرم(ص) مدّت25 روز آنها را محاصره کرد، تا بالاخره تسلیم شدند.

بعد از آن700 مرد سلحشور را دربند کرده خدمت پیامبر اسلام(ص) آوردند، پیامبر اکرم فرمود: هرکس را که می خواهید انتخاب کنید تا در باره شما قضاوت کند. آنها «سعد بن معاذ» را که قبلا از همان قبیله خیانت کار بود انتخاب کردند، سعد که طبیعت آنها را می دانست امر کرد، تا تمام مردها را گردن زده و زن هایشان را اسیر کنند. هنگامی که پیامبر خدا(ص) قضاوت سعد را شنید، فرمود: بخدا قسم حکم تو مطابق حکم خدا بود.

 

7 - فساد اخلاق

فساد اخلاق، یکی از وسائل شرافتمندانه پیشرفت یهود است و به قول هیتلر هر دُملی را که انسان بشکافد خواهد دید که میلیونها یهودی داخل آن مشغول فسادند.

قرآن مجید می فرماید: (لُعِنَ الَّذینَ کفَرُوا مِنْ بَنی اِسْرائیلَ علی لِسانِ داوُدَ وَ عیسَی ابْنَ مَرْیمَ ذلِک بِما عَصَوْا وَ کانُوا یعْتَدُونَ کانُوا لا یتَناهَوْنَ عَنْ مُنْکرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما کانُوا یفْعَلوُنَ).

کافران بنی اسرائیل به زبان داود و عیسی بن مریم مورد لعن و نفرین واقع شدند که نافرمانی حکم خدا کرده و از حکم حقّ سرکشی کردند، آنها هیچگاه از کار زشت خود (با آن همه پند و اندرز رسولان) دست بر نداشتند و آنچه می کنند چقدر زشت و ناشایسته است.

 

8 - ربا خواری

قرآن مجید در این باره می فرماید:

(فَبِظُلْمٍ مِن الَّذینَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَیهِمْ طَیباتٍ اُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدّهِمْ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ کثیرا وَاَخْذِهِمُ الرِّبوا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَاَکلِهِمْ اَمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ وَ اَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ مِنْهُمْ عَذابا اَلیما).

پس به جهت ظلمی که یهود (در باره پیامبران و عیسی(ع) و در حقّ خود) کردند و هم بدین جهت که بسیاری از مردم را از راه خدا منع نمودند، ما نعمتهای پاکیزه خود را که بر آنان حلال بود، حرام کردیم و از این جهت که ربا می گرفتند، در حالی که از آن نهی شده بودند، نیز از این رو که اموال مردم را به باطل (مانند رشوه و خیانت و سرقت) می خوردند. و ما برای کافران آنها عذابی دردناک مهیا ساختیم.

این شمه ای از صفات رذیله و برجسته یهود است و شاید همین عادات و روشهای ناپسند بوده که همیشه آنها را تحت فشار دولتها قرار می داد و همین سبب شد که یهود را از بیشترین کشورهای جهان اخراج کنند. در سال1290 میلادی یهود، مردم انگلستان را بستوه در آورد، در نتیجه «ادوارد» فرمان داد که همه آنها را از کشور انگلستان بیرون کنند و در اعلامیه ای که از طرف او منتشر شد آمده بود که: یهود باید قبل از عید قدسین از کشور انگلستان خارج شوند و چنانچه کسی از این تاریخ خارج نشود او را اعدام کرده و به دار آویزان کنند و جسدش را چهار قسمت بنمایند. در اثر این فرمان، تعداد16000 یهودی که ساکن انگلستان بودند آنجا را ترک کرده و تمام اموال آنها مصادره شد. پس از این تاریخ مدّت400 سال ورود یهود به انگلستان ممنوع بود، تا آنکه «کرمویل» در سال1657 میلادی تحت شرائطی اجازه داد که وارد کشور انگلستان شوند. در همین سال برای نخستین بار به یهود اجازه داده شد که اوّلین کنیسه خود را در لندن بنا کنند. و فقط در سال1674 به یهود آمریکا که در آن وقت یکی از مستعمرات بریتانیا بود اجازه دادند که علنا عبادت کنند. و در سال1841 اولین روزنامه یهودی در انگلستان منتشر شد. در کشور فرانسه «لویس اغسطس» یهود را از آن کشور بیرون کرد و تا مدّت20 سال از ورود آنها جلوگیری نمود. و در عهد «فیلیپ زیبا» برای دومین بار آنها را از فرانسه بیرون کرده و تمام دارائیهای آنها را مصادره نمود. و در سال1341 میلادی، مردم بر علیه یهود شورش کرده و هزاران یهودی را سر بریدند، این شورش چندین سال ادامه داشت، بطوریکه در سال1394 یک یهودی در کشور فرانسه وجود نداشت.

در سال1492 به آنها اجازه داده شد که وارد فرانسه شوند، ولی تا اواسط قرن شانزدهم به آنها اجازه سکونت در شهر را ندادند.

یهود چندین بار در کشور آلمان طرد شدند که آخرین مرتبه بدست هیتلر انجام گرفت و مدّت12 سال وحشت ناکترین شکنجه ها را از طرف نازیها تحمّل کردند. ما نمی دانیم هیتلر روی چه اساسی آنها را نابود کرد، ولی همین قدر می دانیم که یهود ملتی پست و بی شرافت است و انسانیت از دست او زخمهای زیادی بر تن دارد و آنچه بر سرش آمده کیفر خونریزی های او نخواهد بود. در کشور اسپانیا در تاریخ31 مارس سال 1492 «فردیناند» اعلامیه ای صادر کرده و در آن از یهود خواست که تا آخر ماه یولیو این کشور را برای همیشه ترک گویند، در اثر این فرمان تعداد500000 یهودی از اسپانیا خارج شدند. همچنین از کشورهای شوروی سابق، لهستان، ایتالیا، روم، بلغارستان، سویس و مجارستان یهود چندین بار طرد و اخراج شدند.

برگرفته از کتاب «بر فراز قله خودکامگی»

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385 ساعت 18:21 توسط مهدی شاهینی |

بنام خدا

 

دزدان صهیونیست به کودکان خود چه میآموزند؟

« عرب‌ها مانند سگ هستند. اگر ببینند كه شما دستپاچه‌ هستی و نسبت به تحركات آن‌ها واكنش نشان نمی‌دهی، به شما حمله می‌كنند. اما اگر به آن‌ها حمله كردی، فرار خواهند كرد.››

جمله بالا نمونه کوچکی از نزاد پرستی , اهانت و وحشی گری نسبت به اعراب و مسلمانان است که از همان کودکی در اذهان دانش آموزان یهودی دیکته میشود .مسلمان ستیزی در جای جای زندگی صهیونیستها وحتی کودکانشان به چشم میخوردحتی ترانه‌های یهودی هم چنین محتوایی دارند.
یک نمونه کوچک برای این مدعا ترانه ایست كه در مدارس و مهدكودك‌های فلسطین اشغالی زمزمه میشود با این مضمون :

«اگر دستهایم را ببندند با دندان هایم پوست عرب مسلمان را میکنم .»

همچنین کتب درسی مقاطع مختلف تحصیلی در فلسطین اشغالی مملو از مطالب و جعلیاتیست که به کل منکر تاریخ چندین هزار ساله اسلامی و عربی فلسطین و مردمانی که سالهای سال در آن زیسته اند میشود گویی که چونین سرزمینی و چونین مردمی هیچگاه در روی زمین وجود نداشته است .

به عنوان مثال در كتاب جغرافیا تحت عنوان ‹‹دشت ساحلی، مركز، جنوب و شمال كشور›› این مطلب وجود دارد: ‹‹این دو عكس هوایی شهر تل‌آویو واقع در دشت ساحلی است كه اولی در سال 1918 و دومی در سال 1988 گرفته شده است و با كمك این دو عكس می‌توانید تغییرات به وجود آمده در دشت ساحلی در مركز و جنوب را مشاهده كنید.›› به عبارتی در این متن اثری از شهرهای یافا، اللد، الرمله،‌ عسقلان و دیگر شهرها و روستاها یی که سالهای سال جزء مالمیک مسلمانان و اعراب بوده است وجود ندارد.

اما حال بخوانید وصف حال دوران جوانی همان کودکانیکه با نفرت و خوی وحشیانه نسبت به مسلمین پرورش یافته انددر مصاحبه با روزنامه صهیونیستی « معاریو » :

«نباید به فلسطینیان رحم کرد. در یکی از خیابان های اردوگاه جبالیا یک فلسطینی را دیدم و با دوربین نصب شده بر سلاح به دقت سر او را نشانه گرفتم و به سویش تیراندازی کردم. دیدم که روی زمین می غلطد. این بهترین احساسی است که در جهان به من دست می دهد و درست مانند احساسی است که پس از پیروزی در مسابقات فوتبال به انسان دست می دهد . پس از آن یک فلسطینی دیگر را دیدم و به سویش تیراندازی کردم. با وجودی که سالخورده بود اما در داخل اتاق داشت پرواز می کرد. اگر با احساس بدی از خواب بیدار شدی، فلسطینی خواهی کشت و اگر جوانی 14 ساله بود حتما باید او را بکشی .

علاوه بر آن می توانی زنان را هم بکشی تا دیگر بچه به دنیا نیاورند و باید دختر بچه کوچک را هم بکشی زیرا وی بزرگ شده و ازدواج خواهد کرد و حداقل ده بچه به دنیا می آورد.

در انتظار رسیدن فلسطینیان به نوار غزه بودیم، وقتی چند جوان را مشاهده کردیم به سوی آن ها تیراندازی کردیم. آنها فرار کرده و مخفی شدند. به این چند جوان نزدیک شدیم. یکی از آن ها که چاقویی به همراه داشت، از مخفی گاه بیرون آمد. به سویش تیراندازی کردم و او را کشتم. او یک عرب نجس بود. همه نظامیان خواهان اجرای چنین عملیات هایی هستند تا آن ها هم چون من احساس لذت کنند همیشه یک دوربین عکس برداری با خود می بردیم تا در کنار اجساد فلسطینیان عکس یادگاری بگیریم. این عکس های یادرگاری احساس آرامش خاصی به تو می دهد و باعث می شود که به خود ببالی .»

 http://zionism.blogfa.com/8503.aspx .

مردم فلسطین برای کوچکترین آمد و شدی در سرزمینشان باید از وحشیان صهیونیست اجازه داشته باشند آن تکه زمین کوچکی که از غارت صهیون برای فلسطینیان باقی مانده مملو از ایستگاههای ایست بازرسی رزیم جعلی است و هر روز خدا میداند چه توهینها و تحقیرها ضرب و شتمهایی را در این ایستگاهها نثار جان پاک دردمندان فلسطینی می کنند .

در اسرائیل جعلی نیز کوچکترین نشانه هایی که از مسلمانان و صاحبان اصلی این سرزمین باقی مانده هر روز در حال محو شدن است . برای مثال مسجد بزرگ« یافا » را خراب كرده و مسجد« عمقا » و « سماويه » را به زباله‏دانى تبديل كرده‏اند و مساجد ديگرى را هم مبدل به تئآتر کرده اند مقابر مسلمانان و مسيحيان عرب در اختيار رزیم جعلی است و هر روز به اسم كشيدن خيابان آنها را خراب كرده، استخوانهاى مرده‏ها را آتش مى‏زنند .

حال من و تو بیاییم تا با بی خیالی و بی توجهی در مقابل اینهمه اعمال غیر انسانی به جمع خدانشناسان و وحشیان صهیونیست بپیوندیم در حالی که در آیین ما و به فرموده امام صادق که سلام خدابراو باد : « حق مومن حتی از حق کعبه بیشتر و برتر است .» و همچنین اما سجاد (ع)در مورد حقوق مسلمانان بر یکدیگر فرمودند :

« به شادی او شاد است و به اندوه او اندوهناک و در همه امور او را یاری می کند تا به نتیجه برساند .»

روز قدس در پیش است و شرکت در این روز کوچکترین و حداقل کاریست که میتوانیم در برابر مسلمانان و زنان و مردان و کودکان رنجدیده و داغدار فلسطینی انجام دهیم .آنها که حفظ و ادای حقوقشان بر ما از خانه کعبه با عظمت تر است .

و به یاد بیاوریم که در آیین ما تاکید شده است که امر به درستیها و نهی از نا درستیها از واجباتیست که در صورت عدم رعایت آن خشک و تر میسوزند .

روز قدس یک مانور است . یک مانور مردمی که جانیان بین المللی به خوبی دستشان بیاید که هر خونی که به زمین ریخته اند و هر سرزمینی را که به ناحق غصب کردند و هر کودکی را که یتیم و هر مادری را داغدار هرگز از ذهن ما پاک نخواهد شد . وآن روز بسیار نزدیک است که تمام بندها و محدودیتهایی که ما را بر جای خود نگاه داشته را کنار خواهیم زد و از آدمکشان و قاتلان کودکان بیگناه چونان انتقامی خواهیم گرفت که تا آخرین روز حیات کره زمین آثارش باقی باشد . و بدانند که در پیشگاه خداوند سرکشی و جنایت و ناحقی حتی در این دنیا نیز بی پاسخ نخواهد بود .

روز قدس همه وظیفه ما در قبال بیگناهان فلسطینی نیست بلکه کوچترین و نازلترین وظیفه است که در صورت عدم انجام آن بهتر است دیگر از حرافیها و لاف زدنها در این باره چشم بپوشیم و خود را در زمره وحشیان صهیون بدانیم .

هر که در این مانور جهانی در صورت توانایی شرکت نکرد باید خود را یک صهیون به حساب بیاورد که با سکوتش راه را برای ادامه جنایتها باز کرده این روزها روزهای سختی برای ملت فلسطین است چرا که علاوه بر تحریم های سیاسی و اقتصادی غرب و علاوه بر محاصره سیاسی دولت حماس وهمچنین تفرقه افکنی بوسیله مزدوران مواجب بگیر فلسطین رزیم جانی و جعلی اسرائیل در پی تدارک حمله ای بزرگ و وحشیانه به مردم بی پناه فلسطین است.

ای کاش در روز قدس سفارت و خانه شیطانی انگلیس و دانمارک در خاک کشورمان به لرزه درآید و ایرانی با غیرت به تلافی سالهای سال استعمار و توطئه و بالا کشیدن سهم ملت از چاههای نفت و دیگر معادن و مخازن از سوی دولت بی آبروی انگلیس و همچنین آن هولوکاستی که استعمارگر انگلیس در خاک مطهر ایران به جا گذاشت اما هرگز از آن در دنیا به مانند آن هولوکاست دروغین یهودیان صحبت به میان نیامد ,یادگاری خوبی از این روز تقدیم سفارتخانه آن کنند .آیا میدانیم که در طول سال‌هاي 1917-1919 بين هشت تا ده ميليون نفر از جمعيت بيست ميليوني ايران در اثر قحطي که ارمغان ارتش انگلیس در خاک ایران بود از بین رفتند در حالیکه در آن زمان بخش مهمي از محصولات کشاورزي ايران صرف تأمين بریز و بپاشهای ارتش بريتانيا مي‌شد که در نتيجه به کاهش شديد مواد غذايي در داخل ايران انجاميد و حدود ده میلیون ایرانی از شدت گرسنگی جان دادند ؟
و همچنین سفارت دانمارک آن دولتی که اجازه میدهد به پیامبر خدا آن کس که تمامی آسمان و زمین به لطف وجود پاک او آفریده شده بارها و بارها تو هین کنند و اهانت اخیر شبکه تلویزیونی دانمارک از اهانت سال گذشته وقیح تر و افسار گسیخته تر بود ای کاش در این روز جهانی این لانه شیطان نیز به مخروبه تبدیل شود .

در پایان کلام را با جمله ای از آن شهید رنجدیده که سالهای سال در زندانهای مخوف رزیم وحشی زیر شکنجه های سخت افلیج شد یعنی شهید « شیخ احمد یاسین » که خداوند در عرش اعلی میزبان او باشد ,به پایان میبریم :
« همیشه به یاد داشته باشید که شما برادرانی دارید که زیر یوغ اشغالگران زندگی می کنند و اوضاع اقتصادی و اجتماعی آنان بسیار وخیم است.

برادران شما در فلسطین مانند مهاجرانی هستند که بناحق از خانه و کاشانه شان رانده شده اند، پس یار و یاور آنان باشید تا به بالاترین درجه ایمان و منزلت دست یابید.

صهیونیست ها می خواهند که از ملت فلسطین برای دست یافتن به منافع اقتصادی خود و سیطره بر جهان اسلام بهره کشی کنند. من زندگی خود را وقف عمل کرده ام و نه کتابت. سراسر زندگی ام صرف انجام آنچه خواندم و فرا گرفته ام، شده است. آنچه را که فرا می گیرم، عمل می کنم.

اسلام به زودی پیروز خواهد شد و به یاری خداوند توطئه آمریکا و رژیم صهیونیستی شکست خواهد خورد. نشانه های پیروزی روز به روز با جانفشانی ها و فداکاری های این ملت آشکارتر می گردد ؛ ملتی که در برابر دشمن صهیونیستی مقاومت جانانه ای از خود به نمایش گذاشته است. "والله غالب علی امره ولکن اکثر الناس لایعلمون"»

 

نوشته شده توسط شیدا

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 ساعت 14:20 توسط مهدی شاهینی |

یه مسجد، وسط دو تا مثلث اسیره

یه کودک، زیر چکمه سیاهی می میره

یه ضجه، توی آسمون شب پر می گیره

یه مادر، دنبال ناله رو از سر می گیره

گلوله، سینه برادرم رو می دره

شهادت، کفن گلی میشه که پرپره

قلب او روی خاک افتاده اما می زنه

کسی که تن پاکش روی دستای منه

شتاب کن برادر وقت شهادت منه

وقت گذشتن از خود وقت نجات میهنه

سلاح من سنگ منه میشکنه شیشه شبو

فریاد من مثل تبر میشکنه ریشه شبو

برخیز ای مسلمان باید که رسم طوفان

کشتی شب رو بشکنیم تیرگی رو پس بزنیم

شتاب کن برادر شتاب کن برادر

شتاب کن برادر شتاب کن برادر

شتاب کن برادر

------------------------------------------------

روز قدس روز شکستن بت ها توسط ابراهیمیان زمان است

ما نیز با شرکت در راهپیمایی روز قدس، بار دیگر

فلسطین آزاد

را فریاد خواهیم زد

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 ساعت 10:23 توسط مهدی شاهینی |

یهود مادامى که خود را ملّت برگزیده خداوند و بقیه را حیوانات انسان نما می دانند، از ارتکاب هیچ جرم و جنایتى مضایقه نکرده، به هر عمل ناشایست و خطرناکى دست می زنند بنا بر این نباید تعجب کنیم وقتى بشنویم که یهود داراى دو عید مقدّس است که این عیدها بدون تناول خون تمام نمی شود:

اول ـ عید یوریم در مارس Purim

دوم ـ عید فصح در آپریل Passover هر ساله افراد زیادى قربانى این دو عید «مقدّس» می شوند براى نمونه به این رویداد توجّه فرمائید:

بطورى که همه روزنامه ها نوشتند: روز چهار شنبه سال1840م، کشیش ایتالیائى آقاى اپ، فرانسوا، انطون توما به اتفاق خدمتکار خود ابراهیم از خانه بیرون آمده و ناپدید می شوند.

پس از تحقیق و جستجوى بسیارى که از طرف ملّت و دولت شروع شد معلوم می شود که کشیش بیچاره بدست یهود به قتل رسیده است. سلیمان سرتراش که یکى از متّهمین بود، در اعترافات خویش چنین اظهار داشت: نیم ساعت از مغرب گذشته بود که خدمتکار داود هرارى وارد شده و درخواست کرد که فورا خود را به خانه داود برسانم، من هم فورا خود را به منزل او رساندم، در آنجا هارون هرارى، اسحاق هرارى، یوسف هرارى، یوسف لینیوده، خاخام موسى ابوالعافیه، خاخام موسى بخوریودامسلونکى و داود هرارى «صاحب خانه» را دیدم که جمع بودند من به مجرد آن که وارد منزل شدم و کشیش «توما» را دست و پا بسته دیدم، فهمیدم براى چه مرا احضار کردند. خلاصه، پس از آن که من وارد شدم، درهاى منزل بسته و طشت بزرگى حاضر نمودند و از من خواهش کردند که او را بکشم، ولى من امتناع کردم. داود گفت: پس تو و بقیه، سرش را بر طشت نگه دارید، تا ما کارش را یکسره کنیم. در این وقت کشیش را پیش آورده، محکم بر زمینش زده و بی آنکه قطره اى از خونش بر زمین بچکد سرش را از بدن جدا کردند. بعدا جسد بی جان او را به انبار برده و با هیزم آتش زدیم. سپس جسد او را قطعه قطعه کردیم و در کیسه هاى بزرگى جاى داده و در صرّافى واقع در اوّل خیابان یهود دفن نمودیم. مأموریتمان که تمام شد، به ابراهیم خادم کشیش وعده دادند که اگر این سرّ را براى کسى فاش نکند، او را از مال خود داماد خواهند کرد.

بازپرس سؤال کرد:

ـ استخوانهایش را چه کردید؟

ـ با دسته هاونگ! خورد کردیم!

ـ سرش را چه کردید؟

ـ با دسته هاونگ! خورد کردیم!

ـ روده هایش را چه کردید؟

ـ آنها را قطعه، قطعه کرده و در یکى از صرّافیهاى نزدیک دفن نمودیم!

آنگاه بازپرس رو به اسحاق هرارى کرده و سؤال نمود:

ـ آیا به اعترافات «سلیمان» اعتراض دارید؟

ـ آنچه «سلیمان» می گوید صحیح است، ولى شما نمی توانید این عمل را جرم حساب کنید، زیرا یکى از مراسم مذهبى ما در این عید استفاده از خون انسان است.

ـ خونهاى کشیش را چه کردید؟

ـ در شیشه کرده به خاخام موسى ابوالعافیه دادیم.

ـ شیشه سفید بود یا سیاه؟

ـ سفید بود.

ـ چه کسى شیشه را به خاخام تسلیم کرد؟

ـ خاخام موسى سلونکى.

ـ در مراسم مذهبى شما، درچه چیزى از خون استفاده می شود؟

ـ در «خمیر نان عید».

ـ آیا همه یهود باید از این نان استفاده کنند؟

ـ نه، ولى چنین نانى حتما باید نزد خاخام بزرگ موجود باشد.

باز در همین کتاب می نویسد: در سال1823 روز عید فصح در شهر Valisob واقع در شوروى سابق کودک دوساله اى ناپدید گشت و پس از یک هفته جستجو جسد بیجان او را در یکى از لجن زارهاى خارج شهر پیدا نمودند و با آن که آثار فرو بردن میخ و سوزن، بر آن نمایان بود، ولى قطره اى خون بر لباسهایش وجود نداشت و چنانچه بعدا معلوم شد، جسد را بعد از قتل شسته بودند.

خانمى که تازه یهودى شده و در این قصّه متّهم بود در اعترافات خود چنین گفته:

ما از طرف یهود مأمور شدیم که این کودک مسیحى را ربوده و در ساعت معینى در منزل یکى از آنها حاضر کنیم. هنگامى که ما با این کودک وارد منزل شدیم دیدیم همه دور میزى نشسته و منتظر ما هستند. طفل را روى میز گذاشته و با قدرى شکلات و بیسکویت و شیرینى سر او را گرم کرده، کودک بیچاره همین که مشغول خوردن شد یکى از آنها میخ تیز و درازى را در رانش فرو برد.

صداى دلخراش کودک بلند شد هراسان به یکى از آنها پناه برد، او هم نامردى نکرد و با سوزن درازى که در دست داشت کمرش را مجروح کرد، طفل باز فریادى زد و به سوّمى پناه برد او هم سینه اش را سوراخ نمود و خلاصه آن قدر میخ و سوزن به تنش فرو کردند که همانجا جان سپرد. سپس خونهایش را در شیشه کرده و به خاخام بزرگ تسلیم کردند.

در کتاب «من اثر النکبة تألیف نمرالخطیب» می نویسد: در یکى از روزهاى گرم تابستان، یهود به یکى از خانه هاى مسلمانان فلسطینى حمله کرده دختر بزرگ آن خانواده چنین می گوید: وقتى سربازان یهودى وارد منزل ما شدند چنان وحشت زده شده بودم که می خواستم هلاک شوم، خواهر کوچکم به گوشه اى فرار کرد، پدر و مادرم فریاد می زدند و کسى نبود به ما کمک کند. مردان وحشى و حیوان صفت و قسی القلب یهود، مادرم را گرفته در موضع مخصوصش چند گلوله شلیک کرده! بعدا پدرم را با لگد و مشت و ته تفنگ کشته و ما را دست و پا بسته کشان کشان از خانه بیرون آوردند.

او می افزاید: من نمی دانم بر سر خواهرم چه آمد، من را با یک عدّه مردان خشن یهودى به پشت کامیون سوار کرده و به جانب مجهولى روانه شدیم.

در میان راه خواستند با من عمل منافى عفت انجام دهند مقاومت کردم ولى مرا بیهوش کرده و وقتى به هوش آمدم فهمیدم که دیگر آبرویم رفته است. هم اکنون مرا به عنوان هم خواب در یکى از هتلها، استخدام کرده اند! خدا شاهد است، این قصّه کوچک، آن قدر مرا تحت تأثیر قرار داد که وقتى آن را خواندم اشک از دیده هایم جارى گشت و چنان شد که هر وقت آن را به نظر می آورم، اشکم جارى می گردد، به طورى که وقتى خواستم آن را براى یکى از دوستان نقل کنم، بغض آن چنان گلویم را فشرد که از شنونده معذرت خواستم و گفتم: من آن قدر شجاع نیستم که بتوانم این قصّه را به آخر برسانم! و حتّى همین الآن که مشغول نوشتن این کلمات می باشم اشک در چشمانم حلقه زده است.

اى واى کار مسلمانان به کجا رسیده که یهود، دختر و ناموس آنها را برباد دهند؟! مسلّما، مسلمانان مرگ را هزار مرتبه بر این فاجعه ترجیح می دهند... در روزى که قشون «معاویه» به شهر «انبار» حمله کردند، زینت زنان مسلمان و ذمّى را ربودند، أمیرالمؤمنین «ع» بالاى منبر رفته می فرماید: بخدا قسم اگر کسى در شنیدن این فاجعه بمیرد، من ملامتش نخواهم کرد. من نمی دانم اگر حضرت على «ع» امروز می بودند و از این قصّه باخبر می شدن