تبليغاتX
ندای عدالت
ندای عدالت

کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل ------- بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید

امام صادق(ع): هر کس دوست می‌دارد از یاران حضرت قائم(ع) باشد باید که منتظر باشد و در این حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار نماید، در حالی که منتظر است.
بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است، بال و پر دارد

بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد

بخوان دعای فرج را به یاد خیمه سبز
که آخرین گل سرخ از دلت خبر دارد

سلامتی قلب نازنین آقا امام زمان (عج) صلوات

نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 ساعت 8:43 توسط مهدی شاهینی |

بسم الله الرحمن الرحیم
«یریدون أن یطفؤوا نور الله بأفواههم  و الله متم نوره و لو کره الکافرون»

فاجعه تاسف بار و جانسوز اهانت به شریف ترین و مقدس ترین اعتقادات مسلمانان را به محضر مقدس بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه)، نایب بر حقشان مقام معظم رهبری، مراجع معظم تقلید و قاطبه مسلمانان تسلیت عرض می نماییم.

چنگال شیطان این بار از آستین عده ای قلم به دست در قالب نشریات دانشگاهی در ام القرای جهان اسلام نمایان شد. اهانت به ساخت مقدس نبی مکرم اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) که توهین به تمامی انبیا و مقدسات است بی منطقی و تبری جستن از تمامی ارزش ها را توسط این مدعیان دروغین آزادی به نمایش گذاشت: معاندان و کینه توزانی که در قالب آزادی و با شعارهای عوام فریبانه ی غربی سعی در زدودن ارزش های انسانی و اسلامی دارند و با مظلوم نمایی در فضایی غوغاسالارانه با اصول و شعایر اسلامی می ستیزند و به تعبیر امام راحل می خواهند دانشگاه را به میدان جنگ تبدیل کنند.

اما دشمنان و کسانی که اتحاد ملی و انسجام اسلامی را برنمی تابند و با حیله های پلید خود سعی در برانگیختن احساسات پاک مسلمانان دارند، بدانند که نه تنها صفوف متحد مسلمانان متفرق نخواهد شد، بلکه موجبات رسوایی آن ها و همبستگی بیشتر مسلمانان فراهم خواهد آمد. و چنانچه در خیال خام خود ۱۸ تیر دیگری می پرورانند، بدانند که با چنین حماقت هایی تیشه به ریشه خود می زندد، و ان شاالله شاهد ۲۳ تیر دیگری خواهند بود.

اما  چنانچه عده ای دانشجونما بازیچه چنگال های اهریمنی و همنوا با نوای شیطانی آن ها شده اند، بدانند که در میان ملت جایی ندارند و باید لجنزار رویایی خود را نزد اربابان خود بیابند.

ما دانشگاهیان دانشگاه شهید بهشتی همنوا با آحاد مسلمانان از مسؤولان و مدیران اجرایی و انتظامی می خواهیم که از هیچ تلاشی جهت شناسایی و مجازات عوامل این توطئه فرو گذار نکنند، که در غیر این صورت، غیرت اسلامی، آحاد ملت را به میدان خواهد آورد. همچنین از شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسؤولان آموزش عالی مصرانه خواستار اندیشیدن تمهیداتی جهت میدان ندادن به عوامل دشمن برای بروز فجایعی اینچنینی هستیم.

«فاصبر إن وعد الله حق و لا یستخفنک الذین لا یوقنون»

نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 ساعت 18:36 توسط مهدی شاهینی |
در زمان امام حسن(ع) به دلیی جریان‌های زیادی که در زمان امیرالمومنین پیش آمد و از همه بالاتر، آن حالت سست عنصریی که اصحاب امام حسن به خرج دادند، اگر امام حسن مقاومت می‌کرد کشته می‌شد؛ ولی نه کشته شدن شرافتمندانه و افتخارآمیز آن گونه که حسین بن علی(ع) کشته شد. حسین بن علی با 72 نفر کشته شد؛ یک شهادت آبرومندانه و در یک وضع و شرایط خاص که 1300 سال دارد اسلام را آبیاری می‌کند. در زمان امام حسن، یک حالت رخوت، سستی و خستگی در شیعیان پیدا شده بود که اگر این کار (مقاومت در مقابل معاویه) ادامه پیدا می‌کرد، یک وقت خبردار می‌شدند که حضرت را دست بسته تحویل معاویه داده‌اند. هنوز صابون معاویه و بنی امیه درست به جامه مردم نخورده بود. بیست سال معاویه حکومت کرد، مغیره بن شعبه و زید بن ابیه که به جان مردم افتادند، آن وقت مردم فهمیدند که اشتباه کردند که در زمان حضرت علی(ع) دعوت او را لبیک نگفتند و اشتباه کردند که امام حسن را تحویل معاویه دادند. لذا بعدها (بعد از حادثه کربلا) عده‌ای پیدا شدند و توابین را به وجود آوردند؛ همان‌ها بودند که دور مختار را گرفتند.
این امر، یعنی آگاه شدن مردم از ماهیت حکومت اموی، از عواملی بود که شرایط را برای قیام امام حسین(ع) مساعد می‌کرد.
گذشته از این، وضع یزید با وضع معاویه فرق می‌کرد. معاویه در لباس نفاق کار می‌کرد، یزید در لباس کفر‌ معاویه حداقل روی کارهایش سرپوش می‌گذاشت؛ علنا شراب نمی‌خورد، علنا سگ بازی نمی‌کرد و صورت ظاهر را حفظ می‌کرد؛ ولی یزید جوانی بود دیوانه و پرده در که حیاب موقعیت خودش را نمی‌کرد که هر چه هست، بالاخره مردم او را خلیفه پیغمبر می‌دانند. این قدر شراب می‌خورد تا مست می‌شد و در حضور جمعیت، به پیغمبر(ص) ناسزا می‌گفت. واقعا اگر قضایا کربلا نبود و امام حسین(ع) قیام نمی‌کرد، و سبب نمی‌شد که یزید از بین بروز و او همان بیست سالی را که معاویه خلیفه بود، خلافت می‌کرد، اصلا حوزه اسلام منقرض می‌شد.
پس شرایط زمان خیلی فرق می‌کند. بنابراین امام حسن(ع) همان برنامه را اجرا کرد که امام حسین(ع) اجرا کرد و امام حسین(ع) همان برنامه را اجرا کرد که امام حسن(ع) اجرا کرد؛ فقط شکل کارشان با هم فرق داشت.

اسلام و مقتضیات زمان، استاد شهید مطهری

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 0:24 توسط مهدی شاهینی |
سلام

پس از یک وقفه طولانی که به دلیل مشکلات ثبت نام و خوابگاه و ... بود، امروز میخوام یک سایت براتون معرفی کنم که کتاب‌های الکترونیکی زیادی در مورد مسائل مختلف مذهبی، سیاسی و ... دارد.

برای دیدن لیست کتاب‌ها می‌تونید به کتابخانه سایت باشگاه اندیشه مراجعه کنید.
در اینجا اسم چند تا از کتاب‌ها به همراه لینکشون رو قرار میدم. امیدوارم براتون مفید باشه.

۱. آخر الزمان از دیدگاه غرب

۲. پدیدار شناسی آرماگدونیسم

۳. بنیان‌های تاریخی اندیشه سیاسی یهود

۴. تکاپوی صهیونی در ایران معاصر

۵. انتقام جویان

۶. هولوکاست

۷. بر فراز قله‌ی خودکامگی

۸. گزارش حجتیه

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 ساعت 8:30 توسط مهدی شاهینی |
فردا دانشجویان دانشگاه های شهر تهران به مناسبت سالگرد هتک حرمت حرمین شریفین و همچنین در اعتراض به تخریب مسجدالاقصی در مقابل سفارت انگلیس تجمع اعتراض آمیز خواهند داشت و پس از آن نماز وحدت برگزار خواهند کرد.

با حضور گسترده تر در این مراسم بار دیگر اتحاد و همدلی خود را به استکبار جهانی نشان خواهیم داد.

نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385 ساعت 13:44 توسط مهدی شاهینی |
لایه‌های پنهان انجمن حجتیه
 
تشکیلات و حیات سازمانی
انجمن حجتیه به موازات فعالیت در تهران، دایره عملکرد خود را در نقاط دیگر وسعت بخشید؛ اولین گام برای بسط اقدامات، شناسایی مراکز و شهرستان‌هایی بود که محل تجمع بهائیان به شمار می‌رفت.
در برخی از نواحی ایران، بنا به دلایل مختلف، بهاییان فرصت تکاپوی اقتصادی و اعتقادی بهتری پیدا کردند. از جمله در منطقه کاشان، خرامه، لارستان، سروستان، بابل، بابلسر، نور، سمنان به ویژه در منطقه سنگسر و...
حتی از فعالیت بهائیان در شهر مذهبی مشهد نیز گزارش‌هایی در دست است. طبعا به علت پیچیدگی رفتار و شیوه عملکرد این جریان اعتقادی، نوع برخورد و رویارویی انجمن حجتیه، به همان میزان از پیچیدگی برخوردار بود. انجمن برای مقابله مؤثر با این فرقه، تدابیر خاصی را می‌اندیشید و با ساماندهی تشکیلاتی منظم و کادرسازی نیرو، همه توان خود را برای نقش بر آب کردن تبلیغات بهائیت به کار بست.
آن چیزی که بیش از همه در این ساماندهی اهمیت داشت، فکر تشکیلاتی شیخ محمود حلبی بود. در این راستا وی از شیوه‌های گوناگونی بهره گرفت. تشکیل کلاس‌های آموزشی و تدریس مباحث اعتقادی، انتشار کتب، راه‌اندازی جلسات بحث و گفت‌وگو و مناظره و برپایی کنفرانس‌هایی درباره معارف اسلامی و عقاید شیعی و بطلان معتقدات بهایی از جمله اقدامات او بود.
مثلا کنفرانسی با عنوان «حقانیت اسلام»، سالیان بسیاری بود که در نواحی مختلف تهران تشکیل می‌شد و شخصیت‌هایی از قبیل محمود احمدی مقدم، دکتر احمد توانا (پرویزی)، دکتر محمود هنجی،‌ حسین مهدیار به همراه شیخ محمود حلبی به طرح مباحث در مورد مسایل مذهبی با محوریت مبارزه با فرقه بهائیت می‌‌پرداختند. (آرشیو مرکز اسناد، پرونده شیخ محمود حلبی، کد 1615)
نکته جالب توجه اینکه در بین اعضای انجمن با توجه به ماهیت مذهبی آن، کمتر افراد روحانی پیدا می‌شدند، به ویژه در بین مبلغان آن حتی این مسأله نیز برای دوستان حلبی جای سؤال داشت. مثلا در یکی از جلساتی که برخی از معممین تهران به صورت هفتگی، ماهیانه یا مقطعی داشتند و حلبی نیز به عنوان یکی از مدعوین شرکت داشت، شیخ فرج‌الله واعظی این پرسش را مطرح کرد که چرا از بین ما روحانیون کسی در انجمن ضدبهائیت وارد نمی‌شود؟
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 11:21 توسط مهدی شاهینی |

من اگر ما نشوم تنهایم

تو اگر ما نشوی خویشتنی

چه کسی می‌خواهد

من و تو ما نشویم

خانه‌اش ویران باد!

امروز روزیست که باید بار دیگر من و تو، ما شویم و یکصدا فریاد استقلال و آزادی سر دهیم و به ابرقدرت‌های پوشالی یادآور شویم که اینجا ایران است، همان سرزمینی که چندی پیش پدرانمان با خفت و خواری شما را از آن بیرون راندند، همان سرزمینی که برادرانمان هشت سال جانانه در مقابل ورود دوباره شما ایستادگی کردند. آری اینجا ایران است و ما نیز همچون پدران و برادرمان تا پای جان ایستاده‌ایم و از آرمان‌های آن‌ها دفاع خواهیم کرد. آری امروز با فریاد استقلال و آزادی خود اعلام خواهیم کرد:

که تا آخرین نفس راهت را ادامه خواهیم داد، ای شهید!

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 8:6 توسط مهدی شاهینی |